خرید بک لینک
مرگ به آدم نزدیکه ... نه اینکه چون شنیدم دارم تکرارش می کنم ،نه ... خودم حسش کردم که می گم نزدیکه. مهم نیست به این چند خطی که میگم عمل بشه یا نه. مهم اینه که من حرفم رو بزنم . فقط به خاطر دل خودم. * نمی خوام کسی برای عبرت گرفتن و یاد آخر ع

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

حالت تهوع دست از سرم بر نمی دارد. ضعف شدید انگار فلجم کرده . حال سرم هیچ خوب نیست،مثل همان روزِسکته ، مرتب رگهای ریز درشتش ضربان پیدا می کنند . ساعات زیادی از روز درد امانم را می برد . دست روی پوستم که می کشم غده ها را حس می کنم . دردناک و متورم .نمی

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

دلم می خواهد یک تکه زمین داشته باشم با یک خانه وسطش . یک خانه کوچک که دیوارهایش را خودم با سیمان سفید کرده باشم . همه جای خانه سفید باشد ، انقدر که با هجوم نورِ روز به داخل خانه سفیدی اش چشمت را بزند . با پرده های سفید رنگی که باد لابلایش بتابد و ره

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

اثاثیه را تا جایی که توانستیم جمع کردیم و آن بالا ریختیم روی هم . بیشتر از دو اتاقی که با صاحب خانه قرار گذاشته بودیم جای گرفت . دیروز ساعت پنج بعد از ظهر پاهای تاول زده ام را نگاه می کردم و با خودم غر می زدم. فکرم مشغول این یک ماهی بود که خانه نداری

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

این تابستان زیاد کش آمده . مدام در جنگ با گرما و دانه های درشت عرق گرفتارم . فضای اطرافم گرم و شرجی است . نم کولر آبی در قفسه سینه ام حجم عظیمی ساخته است که با هر نفس راه گلویم را می بندد . کاش زودتر بساطش را جمع کند و برود . پاییز بیاید . پاییز خنکِ

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

مثل من که "آبی" شده ام . همیشه نباید مناسبتی باشد ، یا به خاطر دل عزیزی باشد که کاری کنی . گاهی هم باید خودت را دریابی . فقط خودت را . بعد هی دور از چشم بقیه بروی بایستی جلوی آینه و به جای اینکه غصه ات بشود ، کیف کنی . گاهی لازم است خودت را دریابی و

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

یعنی جز من کس دیگه ای هم گریه کرده ؟! دیشب با این فکر که با شروع ماه محرم آخرین روزهای اکران شهر موشهاست ، خجالت را کنار گذاشتیم و بدون اینکه به رویمان بیاوریم که بچه ای همراهمان نیست ، دست هم را گرفتیم و رفتیم برای تجدید خاطره . روی صندلی نشستم و ت

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

مسواک میزنم ... فکر میکنم چقدر خوب که امروز هم نیامدی ... دعا می کنم به جان شرکت هواپیمایی که پروازت را کنسل کرده ... دهانم را از خمیردندان می شویم ... فکر می کنم چقدر خوب می شود هواپیمایی که تو را به آسمان می برد از آن بالابالاها به علت نقص فنی سقوط

برچسب: نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

خودایمنی

ذات طبیعت وحشی و رام نشدنیه! اینو وقتی میفهمی که میبینی سلولهای یک تن به قصد نابودی به هم حمله میکنن. بعد چطور میشه به آدما برای این همه خشونت و جنگ و ویرانگری خرده گرفت؟؟؟!!

+ نوشته شده در دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶ساعت 13:23 توسط مرجان |


برچسب: خودایمنی, نویسنده: میلاد اکبری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 17:36

صفحه بندی